پنجشنبه 23 شهریور 1396
....g
";
}
blogsky.ajax.onCommentSubmitFailure = function(e) {
document.getElementById("c
برچسب: شکلاتی, نویسنده: هلیا توکلی تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 23:38
امروز رفتم کلاس خیلی لذت بخش بود . یه چیزایی تو حس لذتم قاطی بود که از نوع استرس بود. همیشه استرس باعث میشه که لذت کامل نبرم . همون طور که میدونید ساعت کلاس نقاشی رو جایگزین ساعت کلاس آموزشگاه کردم که تو این مدت تعطیله. درنتیجه باید بگم میرم کلاس . آقا که هیچ متاسفانه متاسفانه مادرم هم حامی علایق و تلاش های ما نیس . نه در همه موارد که بی انصافی نکرده باشم . اما ذاتا به یه چیزایی اصلا اعتقاد ندارن
بچهها از سفیر به زنگ زدن برا کلاسای مهر . گفته بودم رفتم جای دیگه برا کار . قراره از مهر با یه کلاس فعلا شروع کنم به همکاری و قراره ساعتی 12 بم بده اگرم کارم بهتر بود بیشتر کنه یا حتی بیمه هم کنه . من اینجا که هستم یه ساعت و رب 8500 دارم میگیرم با منت.
دعا کنید شرایط کاری م بهتر بشه . دعا کنید ... کاش آقا اینقدر سخت گیر نبود که حتما حال من از هر نظر حالا بهتر بود.
برچسب: شرجی, نویسنده: هلیا توکلی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 1:30
گفته بودم قراره برم یه زبانکده دیگه. امروز رفتم مصاحبه. طرف ظاهرا خیلی راضی بود . گفتن برنامه میدن برا مهر .
اما مسیرم تقریبا سه برابر مسیر قبلیه. و نمیدونم چقدر بیشتر قراره بدن . خیلی شرایط کاری و مالی ذهنم رو درگیر کرده . همش دنبال راهی هستم که یه حقوق ماهیانه ازش گیرم بیاد . اما بخاطر شرایط خونه هر کاری هم جور میشه از خونه جور درنمیاد.
اگه شرایط زبانکده جدید بهتر نباشه سر جام میمونم و باید بگم راضیم.
برچسب: نویسنده: هلیا توکلی تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 13:13
سه شنبه این هفته عروسی دوستم دعوتم. خیلی دوس دارم برم . خیلی هم اصرار کرده . اما نمیدونم چطور شرایط رفتنم ایجاد کنم . چون آقا حتما بامبول درمیاره. عروسی تو منطقه خودمونه.
موندم چه کنم .
و آخرش به خودم میگم تو چه بری چه نری حرف میخوری همیشه . پس برو و خوش باش . اما از پس لرزه ها میترسم و حوصله غر اضافی ندارم .
تا ببینم چی میشه.
خودشون هر جا دوس دارن میرن اما من ...
زنبور دستم نیش زده سه روزه دستم ورم کرده.
برچسب: گرمای, نویسنده: هلیا توکلی تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1396 ساعت: 18:12
دوست دارم زهرا جون . مرسی از محبتت به من .
وقتی خودت گرفتاری ،ولی فکر من بودی. ممنون عزیزم.
محبتت فراموش نمیشه .
برام خیییییییلی ارزش داشت .
برچسب: زهرا, نویسنده: هلیا توکلی تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1396 ساعت: 18:12